
وقتی درباره لباس پوشیدن و ظاهر افراد به زبان انگلیسی صحبت میکنیم، تنها دانستن نام لباسها کافی نیست؛ بلکه باید با فعلها و عبارتهایی آشنا باشیم که برای پوشیدن، درآوردن، عوض کردن و توصیف لباسها استفاده میشوند. فعلهایی مانند wear، put on، take off و try on هرکدام کاربرد و معنای متفاوتی دارند و دانستن تفاوت میان آنها به ما کمک میکند تا درباره لباس پوشیدن، خرید لباس و ظاهر افراد دقیقتر و طبیعیتر صحبت کنیم.
علاوه بر این، آشنایی با عبارتهایی مانند get dressed، get changed و be dressed in باعث میشود بتوانیم موقعیتهای روزمره مربوط به لباس پوشیدن را بهتر توصیف کنیم. در ادامه، مهمترین فعلها و اطلاعات مربوط به لباس پوشیدن در زبان انگلیسی را با مثالهای کاربردی بررسی میکنیم تا بتوانید از آنها در مکالمات روزمره، نوشتار و آزمونهای زبان انگلیسی بهدرستی استفاده کنید.
جدول محتوایی
- فعلهای پرکاربرد برای لباس پوشیدن به انگلیسی
- dressed و Get changed در چه موقعیتهایی استفاده میشوند؟
- چگونه از فعلهای Dress، Wear و Put on استفاده کنیم؟
- جملههای کاربردی برای موقعیتهای روزمره درباره لباس پوشیدن
- اصطلاحات مربوط به لباس پوشیدن
- اشتباهات رایج در استفاده از فعلهای مربوط به لباس
- کلام آخر
- سوالات متداول
فعلهای پرکاربرد برای لباس پوشیدن به انگلیسی
صحبت کردن درباره لباس پوشیدن یکی از موضوعات رایج در مکالمات روزمره زبان انگلیسی است. برای بیان کارهایی مانند پوشیدن لباس، درآوردن آن، عوض کردن لباس یا آماده شدن برای بیرون رفتن، از فعلها و عبارتهای مختلفی استفاده میشود.
آشنایی با این کلمات به شما کمک میکند تا بتوانید درباره عادتهای روزانه، نوع پوشش و فعالیتهای مربوط به لباس پوشیدن، جملههای دقیقتر و طبیعیتری بسازید. در جدول زیر، مهمترین و پرکاربردترین فعلها و عبارتهای انگلیسی مربوط به لباس پوشیدن را همراه با معنی و توضیح کاربرد آنها آوردهایم.
| فعل یا عبارت انگلیسی | معنی فارسی | توضیح کاربرد |
|---|---|---|
| Wear | پوشیدن / به تن داشتن | برای بیان لباسی که فرد در حال حاضر به تن دارد یا بهطور معمول استفاده میکند به کار میرود. I am wearing a blue shirt. یعنی «من یک پیراهن آبی پوشیدهام.» |
| Put on | پوشیدن | زمانی استفاده میشود که فرد عمل پوشیدن لباس را انجام میدهد. Put on your jacket. یعنی «ژاکتت را بپوش.» |
| Take off | درآوردن | برای درآوردن لباس، کفش، کلاه یا سایر وسایل پوشیدنی استفاده میشود. Take off your shoes. یعنی «کفشهایت را دربیاور.» |
| Get dressed | لباس پوشیدن / لباس پوشیده آماده شدن | زمانی به کار میرود که فرد لباس میپوشد و برای انجام کاری آماده میشود. I need to get dressed. یعنی «باید لباس بپوشم.» |
| Get undressed | لباس از تن درآوردن | برای اشاره به فرایند درآوردن لباسها استفاده میشود. He got undressed before going to bed. یعنی «او قبل از رفتن به رختخواب لباسهایش را درآورد.» |
| Get changed | لباس عوض کردن | زمانی استفاده میشود که فرد لباسهای خود را با لباسهای دیگری تعویض میکند. I need to get changed. یعنی «باید لباسم را عوض کنم.» |
| Change clothes | لباس عوض کردن | معنایی مشابه Get changed دارد و برای تعویض لباسها به کار میرود. |
| Dress | لباس پوشیدن / لباس پوشاندن | میتواند به معنای لباس پوشیدن یا لباس پوشاندن به شخص دیگری، بهویژه کودک، باشد. She dressed quickly. یعنی «او سریع لباس پوشید.» |
| Dress up | لباس رسمی یا خاص پوشیدن | معمولاً برای پوشیدن لباسهای شیک، رسمی یا لباس مخصوص یک مناسبت استفاده میشود. We dressed up for the party. یعنی «برای مهمانی لباس رسمی پوشیدیم.» |
| Dress down | لباس غیررسمی پوشیدن | به پوشیدن لباسهای راحت و غیررسمی، معمولاً در محیطی که لباس رسمی لازم نیست، اشاره دارد. |
| Slip on | سریع پوشیدن | برای پوشیدن سریع و آسان لباس یا کفش استفاده میشود؛ معمولاً چیزی که بهراحتی پوشیده میشود. |
| Try on | پرو کردن | زمانی به کار میرود که فرد لباسی را برای بررسی اندازه یا ظاهر آن میپوشد. Can I try on this dress? یعنی «میتوانم این لباس را پرو کنم؟» |
| Button up | دکمههای لباس را بستن | برای بستن دکمههای پیراهن، کت یا لباسهای دکمهدار استفاده میشود. |
| Zip up | زیپ را بستن | برای بستن زیپ لباس، کیف یا وسایل مشابه به کار میرود. |
| Tie | بستن | برای بستن چیزهایی مانند بند کفش یا کراوات استفاده میشود. Tie your shoelaces. یعنی «بند کفشهایت را ببند.» |
dressed و Get changed در چه موقعیتهایی استفاده میشوند؟
عبارتهای Get dressed و Get changed هر دو برای صحبت درباره لباس پوشیدن در موقعیتهای روزمره استفاده میشوند، اما تفاوت کوچکی در کاربرد دارند. Get dressed به معنای «لباس پوشیدن» یا «لباس پوشیدن برای آماده شدن» است و معمولاً زمانی به کار میرود که فرد میخواهد لباس بپوشد و برای کاری مانند رفتن به مدرسه، محل کار یا یک مهمانی آماده شود؛ برای مثال: I need to get dressed for work یعنی «باید برای رفتن به سر کار لباس بپوشم».
در مقابل، Get changed به معنای «لباس عوض کردن» است و زمانی استفاده میشود که فرد لباس فعلی خود را درمیآورد و لباس دیگری میپوشد؛ برای مثال، وقتی بعد از ورزش میخواهیم لباس ورزشی خود را با لباس راحتی عوض کنیم، میگوییم: I need to get changed یعنی «باید لباسم را عوض کنم». بنابراین، بهطور ساده میتوان گفت get dressed بیشتر بر «لباس پوشیدن و آماده شدن» تأکید دارد، درحالیکه get changed بر «عوض کردن لباس فعلی با لباس دیگر» تأکید میکند.
چگونه از فعلهای Dress، Wear و Put on استفاده کنیم؟
فعلهای Dress، Wear و Put on همگی به لباس پوشیدن مربوط میشوند، اما کاربرد آنها با یکدیگر متفاوت است و دانستن این تفاوت برای صحبت کردن طبیعی به زبان انگلیسی اهمیت زیادی دارد. Dress معمولاً به معنای «لباس پوشیدن» یا «لباس پوشاندن» است و بیشتر بر فرایند لباس پوشیدن یا نوع لباس پوشیدن تأکید میکند؛ برای مثال، I need to dress quickly یعنی «باید سریع لباس بپوشم» و در ساختار dress someone نیز میتوان گفت She dressed her baby یعنی «او به نوزادش لباس پوشاند».
در مقابل، Wear به معنای «به تن داشتن» است و برای بیان حالتی استفاده میشود که لباس، کفش، عینک یا اکسسوری از قبل پوشیده شده و فرد آن را به تن دارد؛ برای مثال، He is wearing a blue shirt یعنی «او یک پیراهن آبی به تن دارد». بنابراین، wear معمولاً درباره وضعیت و حالت پوشیدن است، نه لحظهای که لباس پوشیده میشود. اما Put on به معنای «پوشیدن» و قرار دادن لباس روی بدن است و بر عمل پوشیدن تأکید دارد؛ برای مثال، I put on my jacket before going outside یعنی «قبل از بیرون رفتن، ژاکتم را پوشیدم».
بهطور ساده، اگر بخواهیم بگوییم کسی در حال انجام عمل پوشیدن لباس است، از put on استفاده میکنیم، اگر بخواهیم بگوییم فرد لباسی را به تن دارد، از wear استفاده میکنیم و اگر درباره فرایند لباس پوشیدن یا لباس پوشاندن به شخص دیگری صحبت کنیم، از dress استفاده میکنیم؛ بنابراین در جملههای I put on my coat، I am wearing my coat و I got dressed، جمله اول بر عمل پوشیدن کت، جمله دوم بر به تن داشتن کت و جمله سوم بر لباس پوشیدن و آماده شدن تأکید دارد.
جملههای کاربردی برای موقعیتهای روزمره درباره لباس پوشیدن
در مکالمات روزمره، صحبت درباره لباس پوشیدن یکی از موضوعاتی است که در موقعیتهای مختلف مانند آماده شدن برای رفتن به مدرسه یا محل کار، انتخاب لباس، خرید لباس، عوض کردن لباس، پوشیدن لباس مناسب برای یک موقعیت خاص و توصیف لباس افراد به کار میرود. برای صحبت کردن طبیعی در این موقعیتها، بهتر است بهجای حفظ کردن کلمههای جداگانه، با جملهها و عبارتهای پرکاربرد آشنا شویم؛ زیرا عبارتهایی مانند get dressed، put on، take off، get changed، wear و try on در مکالمات روزمره بسیار رایج هستند و هرکدام در موقعیت خاصی استفاده میشوند. در جدول زیر، مجموعهای از جملههای کاربردی درباره لباس پوشیدن را همراه با ترجمه فارسی آنها میبینید که میتوانند در مکالمههای روزمره به شما کمک کنند.
| جمله انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| I need to get dressed. | باید لباس بپوشم. |
| I’m getting dressed now. | الان دارم لباس میپوشم. |
| I usually get dressed at seven o’clock. | من معمولاً ساعت هفت لباس میپوشم. |
| Hurry up and get dressed! | عجله کن و لباس بپوش! |
| Get dressed quickly. | سریع لباس بپوش. |
| I need to get dressed for work. | باید برای رفتن به سر کار لباس بپوشم. |
| She is getting dressed for the party. | او دارد برای مهمانی لباس میپوشد. |
| What are you going to wear today? | امروز میخواهی چه لباسی بپوشی؟ |
| What should I wear? | چه چیزی باید بپوشم؟ |
| I don’t know what to wear. | نمیدانم چه چیزی بپوشم. |
| I’m wearing a blue shirt today. | امروز یک پیراهن آبی پوشیدهام. |
| He is wearing black trousers. | او شلوار مشکی پوشیده است. |
| She always wears comfortable clothes. | او همیشه لباسهای راحت میپوشد. |
| I’m going to wear my new jacket. | میخواهم کت جدیدم را بپوشم. |
| Put on your coat. | کتت را بپوش. |
| Put your shoes on. | کفشهایت را بپوش. |
| I put on my jacket before going outside. | قبل از بیرون رفتن ژاکتم را پوشیدم. |
| Don’t forget to put on your hat. | یادت نرود کلاهت را بگذاری/بپوشی. |
| It’s cold outside, so put on a warm coat. | بیرون سرد است، پس یک کت گرم بپوش. |
| Take off your shoes, please. | لطفاً کفشهایت را دربیاور. |
| You should take off your jacket. | باید ژاکتت را دربیاوری. |
| I took off my coat when I got home. | وقتی به خانه رسیدم، کتم را درآوردم. |
| Take off your wet clothes. | لباسهای خیسَت را دربیاور. |
| I need to get changed. | باید لباسم را عوض کنم. |
| I’m going to get changed after work. | بعد از کار میخواهم لباسم را عوض کنم. |
| She got changed into her pajamas. | او لباسش را عوض کرد و لباس خواب پوشید. |
| I need to change my clothes. | باید لباسهایم را عوض کنم. |
| I changed my clothes because they were wet. | چون لباسهایم خیس بودند، آنها را عوض کردم. |
| Can I try this shirt on? | میتوانم این پیراهن را پرو کنم؟ |
| I’d like to try on these jeans. | میخواهم این شلوار جین را پرو کنم. |
| Where are the fitting rooms? | اتاقهای پرو کجا هستند؟ |
| This shirt fits me perfectly. | این پیراهن کاملاً اندازه من است. |
| These trousers are too tight. | این شلوار خیلی تنگ است. |
| This jacket is too loose. | این کت خیلی گشاد است. |
| These shoes are too small for me. | این کفشها برای من خیلی کوچک هستند. |
| This dress looks great on you. | این لباس روی تو خیلی خوب به نظر میرسد. |
| I like your new shirt. | پیراهن جدیدت را دوست دارم. |
| Where did you buy that jacket? | آن کت را از کجا خریدی؟ |
| I need something comfortable to wear. | به چیزی راحت برای پوشیدن نیاز دارم. |
| I’m looking for a pair of black shoes. | دنبال یک جفت کفش مشکی میگردم. |
| I’m dressed and ready to go. | لباس پوشیدهام و آماده رفتن هستم. |
| Are you ready? | آمادهای؟ |
| Almost. I just need to get dressed. | تقریباً. فقط باید لباس بپوشم. |
| I’m still choosing what to wear. | هنوز دارم انتخاب میکنم چه چیزی بپوشم. |
| You’re wearing your shirt inside out. | پیراهنت را پشتورو پوشیدهای. |
| Your shoes are on the wrong feet. | کفشهایت را جابهجا پوشیدهای. |
| Button up your shirt. | دکمههای پیراهنت را ببند. |
| Zip up your jacket. | زیپ کتت را ببند. |
| Tie your shoelaces. | بند کفشهایت را ببند. |
| Your shirt is untucked. | پیراهنت از شلوار بیرون است. |
| Tuck your shirt in. | پیراهنت را داخل شلوارت بگذار. |
| Make sure you’re dressed warmly. | مطمئن شو لباس گرم پوشیدهای. |
| You should wear something warmer. | باید لباس گرمتری بپوشی. |
| You’re not dressed appropriately for the weather. | لباس مناسبی برای این هوا نپوشیدهای. |
| I need to dress formally for the meeting. | باید برای جلسه رسمی لباس بپوشم. |
| You don’t need to dress up for the party. | لازم نیست برای مهمانی لباس رسمی/خاص بپوشی. |
| We need to dress smartly for the event. | باید برای این مراسم شیک و رسمی لباس بپوشیم. |
| I prefer to dress casually. | ترجیح میدهم غیررسمی لباس بپوشم. |
| He was dressed in a black suit. | او یک کتوشلوار مشکی پوشیده بود. |
| She was dressed in a beautiful red dress. | او یک لباس قرمز زیبا پوشیده بود. |
اصطلاحات مربوط به لباس پوشیدن
در زبان انگلیسی، برای صحبت کردن درباره لباس پوشیدن و ظاهر افراد، علاوه بر فعلهایی مانند wear، put on و take off، اصطلاحات و عبارتهای پرکاربرد زیادی وجود دارد که در مکالمات روزمره بسیار استفاده میشوند. این اصطلاحات به ما کمک میکنند درباره انتخاب لباس، پوشیدن لباس مناسب، شیک بودن، لباس رسمی یا غیررسمی، اندازه لباس و حتی اشتباهات مربوط به لباس پوشیدن طبیعیتر صحبت کنیم. بسیاری از این عبارتها را نمیتوان کلمهبهکلمه ترجمه کرد؛ بنابراین بهتر است معنی و کاربرد هرکدام را در یک موقعیت مشخص یاد بگیریم.
- Look good on someone
معنی: به کسی آمدن / روی کسی خوب به نظر رسیدن
از این عبارت زمانی استفاده میکنیم که بخواهیم بگوییم یک لباس، رنگ یا مدل خاص روی فردی زیبا و مناسب به نظر میرسد. این عبارت برای تعریف کردن از لباس یا ظاهر کسی بسیار پرکاربرد است.
مثال: That jacket looks really good on you
- Fit like a glove
معنی: کاملاً اندازه بودن
این اصطلاح زمانی استفاده میشود که یک لباس یا کفش کاملاً اندازه فرد باشد و هیچ مشکلی از نظر تنگ یا گشاد بودن نداشته باشد. ترجمه تحتاللفظی آن «مثل دستکش اندازه بودن» است.
مثال: These shoes fit like a glove
- Dress to impress
معنی: برای تحتتأثیر قرار دادن دیگران شیک لباس پوشیدن
وقتی کسی برای یک موقعیت خاص، مانند مصاحبه شغلی، اولین ملاقات یا یک مراسم مهم، بسیار شیک لباس میپوشد تا تأثیر خوبی روی دیگران بگذارد، از این اصطلاح استفاده میکنیم.
- Be dressed to the nines
معنی: بسیار شیک و رسمی لباس پوشیدن
این اصطلاح برای توصیف فردی استفاده میشود که برای یک مراسم یا موقعیت خاص، بسیار شیک، مرتب و رسمی لباس پوشیده است.
مثال: Everyone was dressed to the nines at the wedding
- Be dressed to kill
معنی: بسیار شیک و جذاب لباس پوشیدن
این اصطلاح غیررسمی است و زمانی به کار میرود که کسی بهطور خاص بسیار شیک و جذاب لباس پوشیده باشد و ظاهر چشمگیری داشته باشد.
مثال: She was dressed to kill at the party
- Be underdressed
معنی: کمتر از حد لازم رسمی لباس پوشیدن
اگر فردی برای یک موقعیت رسمی لباس بیش از حد ساده یا غیررسمی پوشیده باشد، میتوان گفت underdressed است. برای مثال، اگر همه در یک مراسم کتوشلوار پوشیده باشند و فردی با تیشرت و شلوار جین حاضر شود، ممکن است احساس کند که underdressed است.
مثال: I felt underdressed at the formal dinner
- Be overdressed
معنی: بیش از حد رسمی یا شیک لباس پوشیدن
این عبارت نقطه مقابل underdressed است. وقتی فردی برای یک موقعیت ساده لباس بسیار رسمی یا شیک بپوشد، میتوان گفت overdressed است.
مثال: I think I’m overdressed for this casual party
- Throw something on
معنی: چیزی را سریع و بدون دقت زیاد پوشیدن
این عبارت در زبان انگلیسی غیررسمی استفاده میشود و زمانی به کار میرود که فرد بدون اینکه زمان زیادی برای انتخاب لباس صرف کند، سریع یک لباس را میپوشد.
مثال: I just threw on a T-shirt and jeans
- Slip into something
معنی: سریع چیزی را پوشیدن
این عبارت معمولاً زمانی استفاده میشود که فرد بخواهد بهسرعت لباسی را بپوشد، بهخصوص لباس راحتی یا لباس دیگری که پوشیدن آن آسان است.
مثال: I’m going to slip into something more comfortable
- Go with something
معنی: با چیزی هماهنگ بودن
از این عبارت برای صحبت درباره هماهنگی لباسها، رنگها و اکسسوریها استفاده میشود. اگر دو لباس از نظر رنگ یا سبک با یکدیگر هماهنگ باشند، میتوانیم بگوییم که یکی goes with دیگری.
مثال: This shirt goes well with your jeans
- Put your best foot forward
معنی: بهترین ظاهر و رفتار خود را نشان دادن
این اصطلاح فقط به لباس پوشیدن مربوط نمیشود، اما در موقعیتهایی که ظاهر اهمیت دارد، کاربرد زیادی دارد. منظور این است که فرد تلاش کند بهترین تصویر ممکن را از خودش نشان دهد؛ برای مثال، در یک مصاحبه شغلی یا اولین ملاقات.
مثال: Dress well and put your best foot forward at the interview
- Wear something out
معنی: چیزی را بر اثر استفاده زیاد فرسوده کردن
این عبارت زمانی استفاده میشود که لباس، کفش یا وسیلهای را آنقدر استفاده کنیم که کهنه یا فرسوده شود.
مثال: I’ve worn these shoes out after years of use
- Have something on
معنی: چیزی را به تن داشتن
این عبارت در مکالمات روزمره برای صحبت درباره لباسی که فرد در حال حاضر پوشیده است، استفاده میشود. در واقع، have something on از نظر معنا به be wearing something نزدیک است.
مثال: What do you have on today?
- Outfit of the day (OOTD)
معنی: استایل یا لباس روز
این عبارت بیشتر در شبکههای اجتماعی و مکالمات مربوط به مد و استایل استفاده میشود. وقتی فرد میخواهد لباس یا استایلی را که در یک روز خاص پوشیده است معرفی کند، از Outfit of the Day استفاده میکند.
مثال: Here’s my outfit of the day
- Put on your Sunday best
معنی: بهترین و شیکترین لباس خود را پوشیدن
این اصطلاح به زمانی اشاره دارد که فرد برای یک مراسم یا موقعیت خاص، بهترین لباسهای خود را میپوشد. اگرچه در گذشته این عبارت بیشتر به لباسهای شیک و رسمی برای روز یکشنبه اشاره داشت، امروزه میتواند بهطور کلی برای بهترین لباس فرد استفاده شود.
مثال: Everyone put on their Sunday best for the ceremony
اشتباهات رایج در استفاده از فعلهای مربوط به لباس
یکی از اشتباهات رایج زبانآموزان هنگام صحبت درباره لباس پوشیدن، استفاده نادرست از فعلهایی مانند wear، put on، dress، take off، get dressed و get changed است، زیرا بسیاری از این فعلها در فارسی ممکن است با کلمهای مانند «پوشیدن» یا «عوض کردن لباس» ترجمه شوند، اما در انگلیسی کاربردهای متفاوتی دارند.
برای مثال، wear برای بیان حالتی به کار میرود که فرد لباسی را به تن دارد، درحالیکه put on بر عمل پوشیدن لباس تأکید میکند؛ بنابراین باید گفت I’m wearing a jacket یعنی «یک کت به تن دارم»، اما I’m putting on my jacket یعنی «دارم کتم را میپوشم».
اشتباه رایج دیگر، استفاده از dress بهجای wear در همه موقعیتهاست؛ درحالیکه dress بیشتر به فرایند لباس پوشیدن یا نوع لباس پوشیدن مربوط میشود و نمیتوان همیشه آن را مستقیماً جایگزین wear کرد. همچنین برخی زبانآموزان get dressed و get changed را یکسان به کار میبرند، درحالیکه اولی بیشتر به معنای لباس پوشیدن و آماده شدن است و دومی به معنای عوض کردن لباس فعلی با لباس دیگر.
اشتباه دیگر نیز مربوط به استفاده از take off است که برای درآوردن لباس، کفش یا اکسسوری به کار میرود و نباید با remove در تمام موقعیتهای روزمره جایگزین شود، زیرا take off در مکالمات مربوط به لباس طبیعیتر است. توجه به این تفاوتهای کوچک به زبانآموز کمک میکند فعلهای مربوط به لباس را دقیقتر، طبیعیتر و متناسب با موقعیت به کار ببرد.
کلام آخر
در این مقاله با مهمترین فعلها، عبارتها و اصطلاحات مربوط به لباس پوشیدن در زبان انگلیسی آشنا شدیم. فعلهایی مانند wear برای به تن داشتن لباس، put on برای عمل پوشیدن، dress برای لباس پوشیدن یا لباس پوشاندن، get dressed برای لباس پوشیدن و آماده شدن و get changed برای عوض کردن لباس استفاده میشوند. همچنین با جملههای کاربردی روزمره و اصطلاحاتی برای صحبت درباره شیک لباس پوشیدن، هماهنگی لباسها، اندازه بودن لباس و مناسب یا نامناسب بودن پوشش آشنا شدیم. نکته مهم این است که بسیاری از این فعلها در فارسی ممکن است معنای مشابهی داشته باشند، اما در انگلیسی کاربردهای متفاوتی دارند؛ بنابراین توجه به تفاوت میان آنها به ما کمک میکند درباره لباس پوشیدن و ظاهر افراد دقیقتر و طبیعیتر صحبت کنیم.
سوالات متداول
فعل wear برای زمانی استفاده میشود که لباسی را به تن داریم و درباره وضعیت پوشیدن آن صحبت میکنیم، درحالیکه put on به خودِ عمل پوشیدن لباس اشاره دارد. برای مثال، در جمله I am wearing a jacket یعنی «من یک کت به تن دارم»، اما در جمله I am putting on my jacket یعنی «دارم کتم را میپوشم». بنابراین، wear بر «به تن داشتن» و put on بر «پوشیدن» تأکید میکند.
Get dressed به معنای «لباس پوشیدن و آماده شدن» است و معمولاً زمانی استفاده میشود که فرد برای رفتن به مدرسه، محل کار یا یک موقعیت خاص لباس میپوشد. در مقابل، get changed به معنای «لباس عوض کردن» است و زمانی استفاده میشود که فرد لباس فعلی خود را درمیآورد و لباس دیگری میپوشد. بهطور ساده، صبح برای آماده شدن میگوییم I need to get dressed، اما بعد از ورزش یا برگشتن از محل کار میتوانیم بگوییم I need to get changed.
برای صحبت درباره نوع و میزان مناسب بودن لباس، عبارتهای مختلفی وجود دارد. برای مثال، dress to impress یعنی «برای تحتتأثیر قرار دادن دیگران شیک لباس پوشیدن»، dressed to the nines یعنی «بسیار شیک و رسمی لباس پوشیدن»، underdressed یعنی «کمتر از حد لازم رسمی لباس پوشیدن» و overdressed یعنی «بیش از حد رسمی یا شیک لباس پوشیدن». همچنین برای گفتن اینکه یک لباس به کسی میآید، میتوان از عبارت look good on someone استفاده کرد؛ برای مثال: That dress looks good on you یعنی «آن لباس به تو میآید».
تفاوت بین Wear و Put on چیست؟
تفاوت بین Get dressed و Get changed چیست؟
چگونه میتوانیم درباره شیک یا مناسب لباس پوشیدن به انگلیسی صحبت کنیم؟
نویسنده: محمدجهانی فر
مطالب مرتبط












عشق کردم واقعاً
بسیار عالی و کاربردی. تشکر فراوان دارم.