لغات انگلیسی لوازم‌التحریر و مدرسه

در این پست به لیستی از لغات انگلیسی مربوط به لوازم‌التحریر و مدرسه را آورده‌ایم. تمامی کلمات و اصطالاحات آورده شده می‌تواند در زمان صحبت با انگلیسی زبانان به شما کمک بزرگی بکند. همچنین می‌تواند برای شمایی که به مدرسه می‌روید و نیاز به درخواست اقلام مختلف مانند خودکار، مداد، کاغذ، چاپگر و غیره دارند، بسیار مفید باشد.

هنگامی که برای خرید لوازم‌التحریر بیرون می‌روید، اگربخواهید از فروشند در پیدا کردن وسایل مورد نیاز شما کمک کند، باید لغات انگلیسی مربوط به لوازم‌التحریر و مدرسه را بدانید.

پس بیایید یادگیری این لغات ضروری را شروع کنیم!

لیست لغات انگلیسی مربوط به لوازم‌التحریر

  • Stapler

منگنه

– She stapled the papers together with the stapler.

– او کاغذها را با منگنه، به هم دوخت کرد.

  • Eraser

پاک کن

– I can’t find my pencil and eraser.

– نمی‌توانم مداد و پاک کنم را پیدا کنم.

  • Push-pin

سوزن ته‌گرد

– I need to use push-pin.

– من باید از سوزن ته‌گرد استفاده کنم.

  • Drawing pin (U.K)/ Thumbtack (U.S)

پونز

– He pinned up the notice with a thumbtack.

– او اعلامیه را با یک پونز سنجاق کرد.

  • Paper clip

گیره کاغذ

– The letters were held together with a paper clip.

– نامه‌ها با یک گیره در کنار هم قرار گرفتند.

  • Rubber stamp

مهر لاستیکی

– He is looking for his rubber stamp.

– او به دنبال مهر لاستیکی خود است.

  • Highlighter

هایلایتر

– She used a highlighter to reinforce ideas you want to remember.

– او برای تقویت ایده‌هایی که می‌خواهید به خاطر بسپارید از هلایلایتر استفاده کرد.

  • Fountain pen

قلم خودنویس

– He drew a checkbook and fountain pen from his pocket.

– یک دسته چک و قلم خودنویس از جیب‌اش بیرون کشید.

  • Pencil

مداد

– There is a pencil in the box.

– یک مداد در جعبه هست.

  • Marker

ماژیک

– Draw your child’s outline with a heavy black marker.

– طرح کودک خود را با یک ماژیک مشکی بکشید.

  • Ballpoint

خودکار

– We aren’t allowed to write in ballpoint at school.

– ما در مدرسه مجاز به نوشتن خودکار نیستیم.

  • Bulldog clip

گیره کاغذ

– I have already bought a bulldog clip.

– من قبلا یک گیره کاغذ خریده‌ام.

  • Tape dispenser

جاچسبی

– Can I borrow your tape dispenser.

– آیا می‌توانم جاچسبی شما را قرض بگیرم؟

  • Pencil sharpener

مداد تراش

– I do not have a pencil sharpener.

– من مداد تراش ندارم.

  • Label

برچسب

– I read the information on the label before deciding which jam to buy.

– قبل از تصمیم‌‌گیری برای خرید مربا، اطلاعات روی برچسب را خواندم.

  • Calculator

ماشین حساب

– I needed to use a calculator to add up the bill.

– برای جمع کردن صورتحساب باید از ماشین حساب استفاده کنم.

  • Glue

چسب

– This glue won’t stick.

– این چسب نمی‌چسبد.

  • Scissors

قیچی

– She took the scissors and cut the string.

– قیچی را گرفت و ریسمان را برید.

  • Sticky notes

کاغذ یادداشت چسب دار

– The report ended on a positive sticky notes.

– گزارش با یک کاغذ یادداشت چسب‌دار مثبت به پایان رسید.

  • Paper

کاغذ

– I read about it in the paper.

– من در مورد آن در روزنامه خواندم.

  • Notebook

دفتر

– He noted down her address in his notebook.

– آدرس او را در دفترش یادداشت کرد.

  • Envelope

پاکت

– She affixed a stamp to the envelope.

– او یک تمبر روی پاکت چسباند.

  • Clipboard

کیپ بورد

– I saw this tall man with a clipboard.

– من این مرد قد بلند را با کلیپ بورد دیدم.

  • Monitor

صفحه نمایش

– The new monitor apparatus is automatically controlled.

– دستگاه صفحه نمایش جدید به طور خودکار کنترل می‌شود.

  • Computer

کامپیوتر

– In her work, she cannot do without a computer.

– او در کارش بدون کامپیوتر نمی‌تواند کار کند.

  • Keyboard

صفحه کلید

– I bought a keyboard in the supermarket yesterday.

– دیروز از سوپرمارکت صفحه کلید خریدم.

  • Folder

پوشه

– Keep the paper in a desk drawer or folder.

– کاغذ را در کشوی میز یا پوشه نگه دارید.

  • Fax

دورنما

– I’ll send you the agenda by fax.

– دستور کار را با دورنما برای شما ارسال می‌کنم.

  • Filing cabinet

کمد بایگانی

– He stood up and looked through the filing cabinet.

– از جایش بلند شد و به کمد بایگانی نگاه کرد.

  • Telephone

تلفن

– The telephone rang and interrupted my train of thought.

– تلفن زنگ خورد و رشته افکارم را پاره کرد.

  • Swivel chair

صندلی چرخان

– She returned to the swivel chair behind her desk.

– به صندلی چرخان پشت میزش برگشت.

  • Desk

میز تحریر

– He was sitting at his desk when I entered.

– وقتی وارد شدم پشت میزش نشسته بود.

  • Wastebasket

سطل زباله

– She swept the crumbs into the wastebasket.

– خرده‌های نان را در سطل زباله جارو کرد.

لوازم التحریر

لغات انگلیسی مربوط به لوازم‌التحریر

واژگان تکمیلی مربوط به لوازم اداری و لوازم‌التحریر

  • appointment book

دفتر یادداشت قرار ملاقات

  • clamp binder

پوشه گیره‌دار

  • clip

گیره کاغذ

  • correction fluid

غلط‌گیر

  • correction tape

غلط‌گیر رولی

  • dater

تاریخ زن

  • desk pad

پد میز کار

  • desk tray

جا کاغذی چند طبقه‌ای

  • expanding files

پوشه کاغذ کاور‌دار

  • fastener binder

گیره پوشه

  • glue stick

چسب ماتیکی

  • hanging folder

آویز پوشه

  • label maker

لیبل ساز

  • letter opener

نامه باز کن

  • letter scales

مقیاس حروف

  • magic marker

ماژیک مجیک

  • paper

کاغذ

  • paper clips

گیره کاغذ

  • paper punch

کاغذ سوراخ کن

  • pen

خودکار

  • pencil

مداد

  • ring binder

کلاسور

  • rotary file

فایل چرخشی

  • rubber stamp

مهر لاستیکی

  • ruler

خط کش

  • self-adhesive labels

برچسب چسب‌دار

  • stamp rack

جامهری

  • staple remover

منگنه پاک کن

  • stapler

دستگاه منگنه

  • staples

منگنه

  • tape

نوار

لوازم اداری و لوازم‌التحریر

لوازم اداری و لوازم‌التحریر به انگلیسی

فهرست لغات انگلیسی مربوط به مدرسه

Answer

پاسخ

Arithmetic

علم حساب

assignment

تمرین

Atlas

نقشه اطلس

Backpack

کوله پشتی

Binder

کلاسور

Blackboard

تخته‌سیاه

Book

کتاب

Bookcase

قفسه کتاب

bookmark

نشان لای کتاب

Calculator

ماشین‌حساب

Calendar

تقویم

Chalk

گچ

chalk board

تخته گچی

class clown

دلقک کلاس

Classroom

کلاس درس

colored pencils

مداد رنگی

Compass

قطب نما

composition book

دفتر

construction paper

کاغذ مقوای رنگی

Crayons

مداد شمعی

Dictionary

فرهنگ لغت

Dividers

پرگار تقسی

dry-erase board

تخته پاک کن خشک

Easel

سه‌پایه نقاشی

Encyclopedia

دایره‌المعارف

English

انگلیسی

Exam

امتحان

Examination

امتحان

Experiment

تجربی

file folder

پوشه فایل

flash cards

فلش کارت‌ها

Folder

پوشه

gel pen

خودکار ژلی

Geography

جغرافیا

Globe

کره‌زمین

Glossary

واژه‌نامه

Grades

نمرات

Gym

ورزش

History

تاریخ

hole punch

سوراخ پانچ

Homework

تمرین

Ink

جوهر

Intelligent

هوشمند

Language

زبان

Laptop

لپ‌تاپ

Learn

یادگیری

Lesson

درس

Library

کتابخانه

looseleaf paper

کاغذ برگ شل

Lunch

ناهار

lunch box

جعبه ناهار

Map

نقشه

Math

ریاضی

Mathematics

ریاضیات

mechanical pencil

مداد مکانیکی

memo pad

پد یادداشت

Memorize

حفظ کردن

notebook

دفتر یادداشت

paper

کاغذ

Paste

چسباندن

pencil pouch

جا‌مدادی

physical education

تربیت‌بدنی

portfolio

کیف کاغذ

poster paint

رنگ پوستر

Principal

مدیر مدرسه

Printer

چاپگر

Project

پروژه

Protractor

نقاله

Pupil

شاگرد

Question

سوال

Quiz

امتحان

Reading

خواندن

Recess

استراحت

Rubber bands

نوارهای لاستیکی

Ruler

خط کش

Science

علوم پایه

Smart

هوشمندانه

spiral notebook

دفتر فنری

staple remover

منگنه پاک‌کن

Student

دانش‌آموز

Tape

نوار

Teacher

معلم

Test

امتحان

Thesaurus

فرهنگ جامع

Think

فکر کردن

thumb tack

با پونز محکم کردن

Vocabulary

لغت

Watercolors

آبرنگ

Whiteboard

تخته وایت برد

word problems

سوالات مدلسازی ریاضی

word processor

واژه پرداز

world map

نقشه جهان

Writing

نوشتن

Yardstick

معیار

کلاس درس مدرسه

لغات انگلیسی مربوط به مدرسه

واژگان مفید مربوط به مدرسه به همراه مثال

Attendance

حضور

attendance at the bigining of the class by the teacher

حضور معلم در مراسم بزرگداشت کلاس

class schedule/timetable

برنامه کلاسی / جدول زمانی کلاس

a list of the times when classes in school happen is called schedule in American English and timetable in British English.

فهرستی از زمان‌هایی که کلاس‌ها در مدرسه برگزار می‌شوند در انگلیسی آمریکایی برنامه و در انگلیسی بریتانیایی جدول زمانی نامیده می‌شود.

The first lesson on the timetable for Monday morning is history.

اولین درس در جدول زمانی صبح دوشنبه، تاریخ است.

Dormitory

خوابگاه

(also called dorm or student residence) a large building at a college or university where students live.

(که خوابگاه یا اقامتگاه دانشجویی نیز نامیده می‌شود) به معنی یک ساختمان بزرگ در کالج یا دانشگاهی که دانشجویان در آن زندگی می‌کنند.

Enroll

ثبت نام کردن

join a class.

به معنی شرکت در یک کلاس

Is it too late to enroll at the college?
I enrolled for/in/on the modern art course.

آیا برای ثبت‌نام در کالج دیر شده است؟

من برای دوره هنر مدرن ثبت نام کردم.

Freshman

دانشجوی سال اول

(also frosh) a student in the first year of high school, college, or university.

به معنی (همچنین frosh نیز گفته می‌شود)  دانش‌آموز سال اول دبیرستان، کالج یا دانشگاه.

He’s a freshman at Harvard.
Greg and Jody met in their freshman year at college and married soon after they graduated.

او دانشجوی سال اول دانشگاه هاروارد است.

گرگ و جودی در سال اول دانشگاه با هم آشنا شدند و بلافاصله پس از فارغ‌التحصیلی ازدواج کردند.

Graduation

فارغ‌التحصیلی

when you receive your degree for completing your education or a course of study.

به معنی زمانی که مدرک خود را برای تکمیل تحصیلات یا دوره تحصیلی دریافت می‌کنید.

a graduation ceremony.

جشن فارغ‌التحصیلی

Recess

استراحت

the break time between classes is called recess.

زمان استراحت بین کلاس‌ها را استراحت می‌گویند.

principal/headmaster

مدیر / مدیر مدرسه

someone who is in charge of a school is called headmaster in British English but principal in American English.

به معنی کسی که مدیر یک مدرسه است در انگلیسی بریتانیایی مدیر مدرسه و در انگلیسی آمریکایی مدیر نامیده می‌شود.

semester/term

ترم

The two or more divisions in the school year are called semesters in the USA, but they are called terms in Britain.

دو یا چند بخش در سال تحصیلی در ایالات‌متحده آمریکا، semesters نامیده می‌شوند، اما در بریتانیا terms نامیده می‌شوند.

لیست لغات مربوط به دروس مدرسه

  • Maths (U.K) – Math (U.S)

ریاضیات (بریتانیا) – ریاضیات (ایالات‌متحده آمریکا)

No one can parallel him in mathsmath.

هیچ‌کس نمی‌تواند با او در ریاضیات/ریاضی شانه به شانه شود.

  • Art

هنر

I’m really into art.

من واقعاً اهل هنر هستم

Our English teacher quizzed us yesterday morning.

معلم انگلیسی ما دیروز صبح از ما سؤال کرد.

  • Music

موزیک

I tried to learn music but I didn’t have my heart in it.

من سعی کردم موسیقی یاد بگیرم اما دلم برایش نبود.

  • History

تاریخ

John is good at French but weak at history.

جان در زبان فرانسه خوب است اما در تاریخ ضعیف است.

  • Science

علوم پایه

How can we make science lessons more interesting?

چگونه می‌توانیم درس‌های علوم را جذاب‌تر کنیم؟

  • Geography

جغرافیا

She got very high marks in her geography exam.

او در امتحان جغرافیا نمرات بسیار بالایی گرفت.

  • Information technology

فناوری اطلاعات

My favourite subject is information technology.

موضوع مورد علاقه من فناوری اطلاعات است.

  • Biology

زیست‌شناسی

Biology is sometimes quite hard to understand.

درک زیست‌شناسی گاهی بسیار سخت است.

  • Drama

نمایش

Her drama teacher is confident Julie is a star in the making.

معلم نمایش او، مطمئن است که جولی در حال ستاره شدن است.

  • Swimming

شنا

Swimming is my favourite subject.

شنا موضوع مورد علاقه من است.

  • Physical education

تربیت‌بدنی

Karen taught physical education, so she was in good shape.

کارن تربیت‌بدنی تدریس می‌کرد، بنابراین او هیکل خوبی دارد.

مدرسه

لغات انگلیسی مربوط به دروس مدرسه

لیستی از عبارات انگلیسی مربوط به مدرسه

I go to primary school, high school, university …

من می‌روم به دبستان، دبیرستان، دانشگاه…

I have English, maths, science …

من انگلیسی، ریاضی، علوم … دارم

What school did you go to?

کدام مدرسه میرفتید؟

What qualifications have you got?

چه مدارکی دارید؟

What year did you graduate?

چه سالی فارغ‌التحصیل شدی؟

اصطلاحات انگلیسی مربوط با مدرسه و آموزش

این اصطلاحت عبارت‌اند از :

  1. PUT / GET YOUR THINKING CAP ON

به معنی این است که جدی فکر کنید.

  • Right, we need to figure out how we’re going to solve this problem before mum and dad get back, so let’s put our thinking caps on!
  • درست است، ما باید بفهمیم که چگونه می‌خواهیم این مشکل را قبل از بازگشت مامان و بابا حل کنیم، پس جدی فکر کنیم!
  1. DRAW A BLANK

وقتی از کسی سوالی پرسیده می‌شود، هیچ پاسخی دریافت نمی‌کند.

  • I asked him about his plans for Christmas, but I just drew a blank. He didn’t seem to understand what I was asking him!
  • از او در مورد برنامه‌هایش برای کریسمس پرسیدم، اما پاسخی نداد. انگار متوجه نشد از او چه می‌پرسم!
  1. BACK TO BASICS

رویکردی که از ایده‌ها و روش‌های سنتی که در گذشته موفق بوده‌اند، استفاده می‌کند.

  • They seem to prefer having everything back to basics in their office. They have minimal use of advanced technology, but apparently find everything simpler and easier to manage.
  • به نظر می‌رسد آنها ترجیح می‌دهند همه چیز را در دفتر خود به حالت سنتی برگردانند. آنها کمترین استفاده از فناوری پیشرفته دارند، اما ظاهراً همه چیز را ساده‌تر و راحت‌تر مدیریت می‌کنند.
  1. AS EASY AS ABC

چیزی که بسیار ساده یا آسان است.

That jigsaw puzzle is as easy as ABC, I don’t understand why you’ve been struggling with it for so long.

این پازل خیلی ساده است، من نمی‌فهمم چرا شما برای مدت طولانی با آن دست و پنجه نرم می‌کنید.

  1. COPYCAT

برای توصیف شخصی که کار شخص دیگری را کپی می‌کند، استفاده می‌شود.

  • I don’t like talking to her about my wedding plans because she’s such a copycat! I know she’ll steal my ideas and use them for her own wedding.
  • من دوست ندارم در مورد برنامه‌های عروسی‌ام با او صحبت کنم زیرا او بسیار مقلد است! من می‌دانم که او ایده‌های من را می‌دزدد و از آنها برای عروسی خودش استفاده می‌کند.
  1. COVER A LOT OF GROUND

زمانی که کارهای زیادی باید تکمیل شود. تحقیقات زیادی باید انجام شود، یا مطالبی که باید انجام شود.

  • Our team have done so well over the past two weeks, we’ve managed to cover so much ground that I feel this programme may be ready by the end of this month!
  • تیم ما در دو هفته گذشته آنقدر خوب عمل کرده است، ما توانسته‌ایم کارهای زیادی را انجام دهیم به طوری که احساس می‌کنم این برنامه ممکن است تا پایان این ماه آماده شود!
  • We have to complete our research within the next month. We still have a lot of ground to cover, and I fear we may not get everything done in time.
  • ما باید ظرف یک ماه آینده تحقیقات خود را تکمیل کنیم. ما هنوز کارهای زیادی را باید انجام دهیم و می‌ترسم نتوانیم همه چیز را به موقع انجام دهیم.
  1. COUNT NOSES

برای شمارش تعداد افرادی که در اطراف شما هستند (که معمولاً در سفرهای مدرسه استفاده می‌شود، برای بررسی دانش‌آموزان غایب).

  • My grandmother was constantly counting noses at the birthday party. I think she felt responsible for all the children there!
  • مادربزرگم در جشن تولدم مدام مهمان‌ها را می‌شمرد. فکر می‌کنم او در قبال همه بچه‌های آنجا احساس مسئولیت می‌کرد!
  1. EAGER BEAVER

کسی که سخت کار می‌کند و بسیار باانگیزه است.

  • Mary is such an eager beaver, she always the first one to do whatever the boss asks. I think she’s hoping for a promotion!
  • مری آنقدر خیلی پرتلاش است، او همیشه اولین کسی است که هر کاری را که رئیس بخواهد انجام می‌دهد. من فکر می‌کنم او به ارتقاء امیدوار است!
  1. DROP OUT OF SCHOOL (phrasal verb) / DROPOUT (noun)

ترک تحصیل مدرسه (ترک بدون فارغ‌التحصیلی).

  • She dropped out of school at the age of 14 to help her sick grandmother at home, but now she runs her own successful nursing home for the elderly!
  • او در 14 سالگی مدرسه را رها کرد تا در خانه به مادربزرگ بیمارش کمک کند، اما اکنون خانه سالمندان موفق خود را اداره می‌کند!
  • He’s a dropout, I can’t see him being anything successful with his current reputation.
  • او ترک تحصیل کرده است، هیچ موفقیتی باتوجه به موقعیت شغلی فعلی است ندارد.
  1. SHOW OF HANDS

بالا بردن دست برای رای دادن در مورد چیزی.

  • With a show of hands, who would prefer to have longer working days but a shorter working week?
  • با بالا بردن دست، چه کسی ترجیح می‌دهد روزهای کاری طولانی تر اما هفته کاری کوتاه‌تری داشته باشد؟
  1. LEARN (SOMETHING) BY HEART / OFF BY HEART

چیزی را آنقدر خوب به خاطر بسپارید که بتوان آن را بدون فکر کردن نوشت یا خواند.

  • I can’t believe you learnt the whole Macbeth play by heart! Well done!

من نمی‌توانم باور کنم که شما تمام بازی مکبث را یاد گرفته‌اید! آفرین!

  • She learnt all the compositions by Beethoven off by heart!

او تمام آهنگ‌های بتهوون را کاملا یاد گرفت!

  1. BOOKWORM

این برای توصیف کسی که همیشه زیاد مطالعه می‌کند، استفاده می‌شود.

  • You won’t be able to convince her to come out with us, she’s a real bookworm and will probably stay in to read!

نمی‌توانید او را متقاعد کنید که با ما بیرون بیاید، او خرخوان است و احتمالاً برای خواندن می‌ماند!

  1. FROM THE OLD SCHOOL / OF THE OLD SCHOOL

داشتن نگرش‌ها یا ایده‌هایی که در گذشته محبوب و مهم بودند، اما دیگر مرتبط یا همسو با روندهای مدرن تلقی نمی‌شوند.

  • She was a teacher of the old school and believed in strict discipline.
  • او معلم سنتی بود و به نظم و انضباط سخت اعتقاد داشت.
  • My grandmother is from the old school, she made her children make their own lunches and walk to school.
  • مادربزرگم سنتی است، بچه‌هایش را مجبور می‌کرد ناهار خودشان را درست کنند و پیاده به مدرسه بروند.
  1. THE SCHOOL OF HARD KNOCKS

یادگیری از طریق تجربیات دشوار در زندگی، برخلاف آموزش رسمی کلاسی.

  • I wasn’t able to go to college, but I learnt a lot in the school of hard knocks, it taught me a lot about life.
  • من نتوانستم به کالج بروم، اما در مدرسه با تجربه چیزهای زیادی یاد گرفتم، چیزهای زیادی در مورد زندگی به من آموخت.
  1. A FOR EFFORT

قدردانی از کسی که برای انجام کاری سخت تلاش کرده است، حتی اگر موفق نباشد.

  • Jenny definitely deserves an A for effort, she put so much work into her entry for the competition.
  • جنی قطعاً سزاوار قدردانی است، او تلاش زیادی برای ورود به مسابقه کرد.
  1. SCHOOL SOMEONE IN SOMETHING

تربیت کردن، یاددادن انضباط یا کوچ کردن کسی در چیزی.

  • She schooled her brother in patience.
  • او برادرش را با صبر و شکیبایی تربیت کرد.
  1. CUT CLASS / PLAY HOOKY / SKIP CLASS

وقتی کسی بازی می‌کند و سر درسش نمی‌رود.

  • David has been cutting class again; I haven’t seen him in any of our French lessons for the past week!
  • دیوید دوباره کلاس را پیچانده است. در هفته گذشته او را در هیچ یک از درس‌های فرانسه ندیده‌ام!
  • They played hooky at college so they could be first in line for the concert tickets.
  • آنها کالج را پیچاندند تا بتوانند در صف خرید بلیت کنسرت باشند.
  • The teacher told his parents that he’d been skipping classes! He’s not allowed to go out with us now.
  • معلم به والدینش گفت که کلاس را ترک کرده است! او اکنون اجازه ندارد با ما بیرون برود.
  1. SCHOOL OF THOUGHT

یک فلسفه خاص، یا یک روش تفکر در مورد چیزی.

  • One school of thought holds that cats cause allergic reactions.
  • یک نوع تفکر معتقد است که گربه‌ها باعث واکنش‌های آلرژیک می‌شوند.
  1. TELL TALES OUT OF SCHOOL / TELL TALES

شایعه پراکنی یا شایعه پراکنی.

  • I wish Gina wouldn’t tell tales out of school so much, people find it hard to believe anything she says now, even if she is telling the truth!
  • • ای کاش جینا اینقدر شایعه پراکنی نمی‌کرد، مردم به سختی هر چیزی را که می‌گوید، باور می‌‌کنند، حتی اگر راست می‌گوید!
  1. YOU CAN’T TEACH AN OLD DOG NEW TRICKS

این عبارت به این معنی است که سخت است کسی را وادار کنید تا روش انجام کاری را تغییر دهد، در صورتی که برای مدت طولانی آن را به همان روش انجام می‌داده است.

  • Jeremy tries so hard to show me how the computer works, but he doesn’t understand that you can’t teach an old dog new tricks!
  • جرمی خیلی تلاش می‌کند تا به من نشان دهد کامپیوتر چگونه کار می‌کند، اما نمی‌فهمد که نمی‌توانی به فردی که به روند قدیمی عادت کرده است، ترفندهای جدیدی یاد بدهی!
  1. THE OLD SCHOOL TIE / OLDBOY NETWORK

روشی که دانش‌آموزانی که در مدرسه خصوصی گران قیمت بوده‌اند، به یکدیگر کمک می‌کنند تا شغل خوبی پیدا کنند.

  • The old school tie still has enormous power in most City companies.
  • پارتی هنوز در اکثر شرکت‌های شهر قدرت زیادی دارد.
  • They don’t make any effort to find a job for themselves, the oldboy network does it all for them.
  • آنها هیچ تلاشی برای یافتن شغل برای خود نمی‌کنند، پارتی همه کارها را برای آنها انجام می‌دهد.
  1. BRAINSTORM

تلاش برای توسعه یک ایده یا فکر کردن به ایده‌های جدید.

  • Let’s all separate into groups and try to brainstorm as many suggestions as possible for the next school play.
  • بیایید همه به گروه‌هایی تقسیم شویم و سعی کنیم تا حد امکان پیشنهادات بیشتری را برای نمایش مدرسه بعدی مطرح کنیم.
  1. AN OLD HEAD ON YOUNG SHOULDERS

کودک یا جوانی که مانند یک فرد مسن که تجربه زندگی بیشتری دارد فکر و صحبت می‌کند.

  • Emily doesn’t fit in with the children at her school, she’s definitely an old head on young shoulders. She talks to them like a parent or teacher would!
  •  امیلی با بچه‌های مدرسه‌اش سازگاری ندارد، او قطعاً از سنش بزرگتر است. او مانند پدرو مادر یا معلم با آنها صحبت می‌کند!
  1. CALL THE ROLL / TAKE THE ROLL

صدا زدن نام گروهی از افراد (یا دانش‌آموزان) و انتظار داشتن برای نشان دادن حضورشان پاسخ دهند.

  • Jamie called the roll on the coach before we left to make sure that everyone had arrived.
  • جیمی قبل از حرکت ما را صدا زد تا مطمئن شود که همه آمده‌اند.
  1. CRACK A BOOK

برای باز کردن کتابی برای مطالعه (معمولاً به معنای منفی استفاده می‌شود).

I kept telling my mum I didn’t need to study too hard for this exam because it’s easy, she wouldn’t listen to me though. She insisted I crack a book every evening!

من مدام به مادرم می‌گفتم که برای این امتحان نیازی به مطالعه زیاد نیست، زیرا آسان است، اما او به من گوش نمی‌دهد. او اصرار داشت که هر شب مطالعه کنم!

  1. CRANK OUT A PAPER

نوشتن متن یا مقاله به روش مکانیکی.

I had to crank out a new paper every week to pass this course. It was really hard work!

برای گذراندن این دوره باید هر هفته یک مقاله جدید می‌نوشتم. واقعا کار سختی بود!

  1. FILL IN THE BLANKS

برای ارائه کلمات یا اطلاعات جامانده (این را می‌توان در مکالمه یا نوشتن استفاده کرد).

I wasn’t here when the argument happened, so John filled in the blanks for me.

من اینجا نبودم که مشاجره اتفاق افتاد، بنابراین جان به من در این مورد گفت!

  1. LEARN BY ROTE

یادگیری چیزی با به خاطر سپردن آن بدون توجه به محتوا

They had to learn the lyrics to two new songs by rote just before the show.

آنها باید شعر دو آهنگ جدید را دقیقاً قبل از اجرای نمایش یاد می‌گرفتند.

  1. LEARN THE ROPES

یادگیری اینکه چگونه یک کار را به درستی انجام دهید، یا کارها چگونه کار می‌کنند.

  • It took me a while to learn the ropes in this law firm, some of their procedures are so complicated.
  • مدتی طول کشید تا کار کردن در این موسسه حقوقی یاد بگیرم، برخی از مراحل آنها بسیار پیچیده است.
  1. LEARN ONE’S LESSON

تجربه بدی را تجربه کنید و بدانید که دیگر آن را تکرار نکنید.

  • I thought I was being funny by mocking Peter in front of everyone, but the way he reacted was so horrible. I’ve definitely learnt my lesson to not make a joke at someone else’s expense!
  • فکر می‌کردم با تمسخر پیتر جلوی همه شوخ می‌کنم، اما نحوه واکنش او بسیار وحشتناک بود. تجربه‌ام شد که با دیگران شوخی نکنم!
لوازم‌التحریر و مدرسه

لیستی از لغات انگیسی مربوط به لوازم‌التحریر و مدرسه

مروری بر لغات انگلیسی مرتبط با لوازم‌التحریر و آموزش 

در این مقاله سعی کردیم که لیست کاملی از لغات انگیسی مربوط به لوازم‌التحریر و مدرسه را با شما در میان بگذاریم. در ابتدای مقاله لغات کاربردی لوازم‌التحریر و محیط اداری را به همراه مثال آوردیم و در بخش دوم لغات و اصطلاحات مربوط به مدرسه را به همراه معنی آن ها لیست کردیم. در نهایت، اصطلاحات پرکاربرد مدرسه را که می‌تواند به روان صحبت کردن شما کمک کند را آوردیم.

ما در مقالات منتشر شده در وب سایت موسسه زبان تخصصی کوییک سعی می‌کنیم که مطالب و لغات کاربردی را به شما آموزش دهیم. خب حالا نوبت شماست! اگر لغت یا اصطلاح جدیدی را در این زمینه می‌دانید در زیر همین صفحه در بخش نظرات آن را با ما و سایر دوستانتان به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

این نوشته چقدر مفید بود؟

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 2 میانگین: 4.5]

0 نظر یا سوال
Inline Feedbacks
View all comments
موسسه تخصصی زبان کوییک - آموزش تضمینی زبان از مبتدی تا پیشرفته