کاربردها و معنی so در انگلیسی

گاهی اوقات استفاده از ساده‌ترین کلمات می‌تواند برای زبان‌آموزان گیج کننده باشد. به عنوان یک مثال، its, it’s, so و غیره. یکی از رایج‌ترین و کوتاه‌ترین کلمات که دارای معانی و کاربردهای زیادی است “So” است. در ضمن صحبت از کلمه“So”  زیاد استفاده می‌شود. بنابراین، دانستن کاربردهای آن مهم است. در ادامه در مورد کاربردهای آن اطلاعاتی کسب می‌کنید.

کاربردهای So

So می‌تواند به روش‌های زیر استفاده شود:

  1. به عنوان قید (که به دنبال آن صفت یا قید دیگری می‌تواند بیاید):
  • Why are you so angry this morning?
  • چرا امروز اینقدر عصبانی هستی؟
  • It all happened so
  • همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.
  1. به همراه فعل می‌آید:
  • We were so looking forward to meeting your family.

ما خیلی منتظر دیدار با خانواده شما بودیم.

  1. به دنبال آن یک فعل کمکی یا مودال و سپس فاعل آن می‌آید:
  • ‘I’m hungry.’ ‘So am I.’
  • “من گرسدرست نیست‌ام.” “من هم هستم.”
  1. به دنبال آن یک صفت و “a” یا “an” و یک اسم قابل شمارش مفرد می‌آید:
  • The garden seemed small for so large a house.

باغ برای خادرست نیست‌ای بسیار بزرگ، کوچک به نظر می‌رسید.

  1. به عنوان یک پیوند (اتصال دو بند):
  • There weren’t enough beds, so I had to sleep on the floor.

تختخواب کافی نبود‌، بنابراین مجبور شدم روی زمین بخوابم.

  1. به عنوان راهی برای شروع یک جمله جدید:
  • So, when do you start your new job?

بنابراین، چه زمانی کار جدید خود را شروع می‌کنید؟

  1. در جمله پیوند ” so that” به معنی “به طوری که”:
  • He was standing in the shadow so that I could not see his face clearly.

او در سایه ایستاده بود تا من چهره او را به وضوح نبینم.

توجه: وقتی از “so” به عنوان پیوند استفاده می‌شود:

  • به معنی بنابراین است.
  • قبل از آن ویرگول قرار دارد.
  • در بند نتیجه می‌آید.
  • I was very sick, so I went to see a doctor.

من خیلی بیمار بودم ، به همین دلیل به دکتر مراجعه کردم.

در این حالت بند نتیجه را نمی‌توان ابتدا آورد یا به عبارت دیگر نمی‌توان جمله را با so شروع کرد.

  • So I went to see a doctor I was very sick. (Incorrect)

بنابراین من به ملاقات یک دکتر رفتم که بسیار بیمار بودم. (غلط)

به یاد داشته باشید: وقتی “so” با “that” همراه می‌شود، این به معنی”in order to ” یعنی”برای اینکه”است.

  • I have decided to join an IHLP class at Learn ESL so (that) I can improve my English.

من تصمیم گرفته‌ام که به کلاس IHLP در Learn ESL بپیوندم تا (برای اینکه) بتوانم زبان انگلیسی خود را بهبود دهم.

  • I study hard all the time so (that) I can get the first position in my class.

من همیشه سخت مطالعه می‌کنم برای اینکه بتوانم مقام اول کلاس خود را بدست آورم.

8. Such as/For example/For instance/E.g

  • I have been to many countries. I have been to the USA, India, UK, and Mexico.

من در بسیاری از کشورها بوده‌ام. من در ایالات‌متحده آمریکا‌، هند‌، انگلیس و مکزیک بوده‌ام.

  • I have been to many countries, such as the USA, India, UK, and Mexico.

من در بسیاری از کشورها مانند ایالات‌متحده آمریکا، هند، انگلیس و مکزیک بوده‌ام.

هر عبارت را می‌توان در داخل یک جمله به کار برد وقتی که با لیستی از موارد دنبال می‌شود که به شرح جزئیات ایده اصلی جمله می‌پردازد. به مثال‌های زیر توجه کنید:

  • I can play quite a few musical instruments, for example, the flute, the guitar, and the piano.

من می‌توانم تعداد زیادی ساز موسیقی‌، مثلاً فلوت ، گیتار و پیانو بنوازم.

  • I can play quite a few musical instruments, for instance, the flute, the guitar, and the piano.

من می‌توانم تعداد زیادی ساز موسیقی‌، مثلاً فلوت‌، گیتار و پیانو بنوازم.

  • I can play quite a few musical instruments, e.g., the flute, the guitar, and the piano.

من می‌توانم تعداد زیادی ساز موسیقی مانند فلوت‌، گیتار و پیانو بنوازم.

  • I can play quite a few musical instruments, such as the flute, the guitar, and the piano.

من می‌توانم تعداد زیادی ساز موسیقی مانند فلوت‌، گیتار و پیانو بنوازم.

به جمله آخر مثال نگاه کنید. آیا در مقایسه با سه جمله اول چیزی متفاوتی می‌بینید؟ به عنوان مثال بعد از آن ویرگول ندارد. سه عبارت اول دارای ویرگول قبل و بعد از آن هستند.

عبارتی مانند می‌تواند در وسط جمله بدون هیچ علامت ویرگول استفاده شود. یه نگاهی به این بنداز:

Car companies manufacture their automobiles in many different countries around the world.

شرکت های اتومبیل سازی خودروهای خود را در بسیاری از کشورهای مختلف جهان تولید می‌کنند.

معنای این جمله چیست؟ این جمله می‌تواند بدین معنی باشد که کلیه شرکت‌های خودرو سازی، خودروهای خود را در کشورهای مختلف جهان تولید می‌کنند. اما این معنی درست نیست زیرا برخی از شرکت‌ها فقط در یک یا دو کشور خودروهای خود را تولید می‌کنند. بنابراین عبارتی مانند تویوتا و فورد ضروری است. اگر این کلمات بیایند لازم نیست از ویرگول استفاده کنید.

حال بیایید نگاهی به معانی مختلف so بیاندازیم.

so

کاربردها و معنی so در انگلیسی

معانی مختلف so

کلمه So دارای پنج کاربرد مشترک در انگلیسی است. خیلی ساده، ما می‌توانیم اینها را با توصیف پنج عملکرد مختلف در چند کلمه بیان کنیم.

  • so نتیجه را با معنای کلی therefore(بنابراین) بیان می‌کند.
  • so هدف را با معنی in order that (به منظور) بیان می‌کند.
  • so جمع را با معنای کلی in order that (و همچنین) بیان می‌کند.
  • so یک درجه را بیان می‌کند؛ این یک تقویت کننده با معنایی شبیه very (خیلی) است.
  • so موافقت یا تأیید را بیان می‌کند، با یک معنی کلی “it is true” (درست است) یا “it is the case”(این مورد است).

حال‌، بیایید با دقت بیشتری هر یک از اینها را بررسی کنیم.

1.so برای بیان نتیجه.

مثال:

  1. I took my umbrella with me, so I didn’t get wet.
    (Using so with a meaning of consequence, one cannot invert the clauses
    So I didn’t get wet, I took my umbrella
    . can only imply purpose.)

چترم را با خودم بردم ، بنابراین خیس نشدم.

(با استفاده از so به معنی نتیجه، نمی‌توان بندها را معکوس کرد

    خیس نشدم ، چترم را برداشتم. فقط می‌تواند به معنی هدف باشد.)

  1. It was raining, so we stayed at home

باران می‌بارید ، بنابراین در خانه ماندیم

  1. The pilots are all on strike, so there are no flights today.

خلبانان همه اعتصاب می‌کنند ، بنابراین امروز هیچ پروازی وجود ندارد

  1. They both have good jobs, so they have plenty of money.

هر دو شغل خوبی دارند ، بنابراین پول زیادی دارند.

در این حالت نیز یک قید ربطی برای بیان یک نتیجه استفاده می‌شود. (بعضی از کتاب‌های گرامر آن را یک پیوند هماهنگ می‌دانند)

بیان نتیجه از معانی اساسی so است که به عنوان اتصال دهنده استفاده می‌شود. بند هماهنگ شده که در آن نتیجه آمده است باید از بند اصلی پیروی کند.

در مثال بالا، ممکن است تصور کنید که بین نتیجه و هدف ابهامی وجود داشته باشد. اما این جمله برای انگلیسی زبانان مبهم نیست. یک بند so که به دنبال یک جمله اصلی می آید همیشه نتیجه را بیان می‌کند مگر اینکه به زمان آینده اشاره کند. (مقایسه کنید با مثال بعدی).

2.  So برای بیان هدف

  1. I took my umbrella with me, so I wouldn’t get wet.

چترم را با خودم بردم ، تا خیس نشوم.

(همچنین می‌توان گفت: so I wouldn’t get wet, I took my umbrella (بنابراین من خیس نشوم ، چترم را برداشتم))

  1. So that you understand this, I’m making it as clear as possible.

برای اینکه شما این را درک کنید ، من آن را تا حد ممکن روشن می‌کنم.

  1. So you understand me, I’m being as clear as possible.

بنابراین شما من را درک می‌کنید ، من تا آنجا که ممکن است شفاف هستم.

  1. I’m being as clear as possible, so you understand me.

من تا آنجا که ممکن است شفاف هستم ، بنابراین شما مرا درک می‌کنید.

  1. I took the fast train, so I’d get home early.

من قطار سریع را طی کردم ، بنابراین زود به خانه می‌رسم.

  1. I’m taking the small roads so as to avoid the traffic on the motorway.

من از جاده‌های کوچک استفاده می‌کنم تا از ترافیک در بزرگراه جلوگیری کنم.

در این حالت، so یک پیوند تبعی است که هدف را بیان می‌کند. در این صورت یا می‌تواند به تنهایی استفاده شود، یا در عبارت So that استفاده شود.

بند تبعی هدف می‌تواند بعد یا قبل از بند اصلی بیاید.

So that  معمولاً اگر بند تبعی هدف بعد از بند اصلی بیاید، به so ترجیح داده می‌شود.

  • برای بیان هدف، So that معمولاً بیشتر از so استفاده می‌شود (اساساً برای جلوگیری از ابهام بین هدف و نتیجه):
  • so، به خودی خود، بیشتر برای معرفی بندهایی از هدف استفاده می‌شود که آنها به زمان آینده یا زمان نسبی آینده اشاره دارند (به باقی مثال‌ها توجه کنید)، زیرا در این موارد معنای so نمی‌تواند مبهم باشد. در این صورت باید به معنای هدف باشد، نه نتیجه (به دو مثال (1و2)بالا توجه کنید).

So as برای بیان هدف بخصوص در انگلیسی گفتاری استفاده می‌شود. در این حالت فعل در جمله ثانویه به صورت مصدر می‌آید.‌ (مثال6) است.

توجه: کدام یک از so یا in order برای بیان هدف استفاده می‌شود؟

به عنوان یک قاعده کلی، so that بسیار شایع‌تر از in order that است که so as to ترجیح داده می‌شود (به استثنای زبان رسمی نوشتاری).

3.  so برای بیان جمع

مثال

  1. I once lived in Bombay, so did my boss.

من یک بار در بمبئی زندگی کردم ، رئیس من نیز زندگی می‌کردند.

  1. He says he’s got the answer, but so does everyone else.

او می‌گوید جوابش را گرفته است ، اما بقیه هم همینطور.

  1. This computer has broken down, and so has that one.

این رایانه خراب شده و آن رایانه نیز خراب است.

در این حالت، so باز هم یک قید ربطی است. در این صورت so یک عمل اضافی یا تکراری را بیان می‌کند.

در این حالت‌، so بند دوم را معرفی می‌کنید (مگر اینکه ربطی وجود داشته باشد)، و فعل و فاعل این بند وارونه می‌شوند.

هدف

So برای بیان هدف نیز به کار می آید

4.  so برای بیان درجه

مثال

  1. This ice-cream is so good.

این بستنی خیلی خوبه (به نظر من بسیار خوب است)

  1. This ice-cream is ever so good.

این بستنی همیشه خیلی خوب است.

  1. The computer is so old that it breaks down twice a week.

این رایانه آنقدر قدیمی است که هفته‌ای دو بار خراب می‌شود.

  1. This computer is so old; let’s get a new one.

این رایانه بسیار قدیمی است. بیایید یکی جدید بگیریم

  1. You’d work better if you didn’t talk so much.

اگر اینقدر صحبت نمی‌کردی بهتر کار می‌کردی

  1. I’d buy more of these, if they weren’t so expensive.

اگر اینقدر گران نبود، بیشتر از این‌ها را می‌خریدم.

So کاملاً به معنای very نیست. بلکه یک تشدید کننده است، یعنی قیدی است که درجه صفت را مشخص می‌کند و بیانگر درجه نسبتاً زیاد یا برداشتی از درجه بالا است.

So اغلب برای بیان کیفیت نتیجه استفاده می‌شود.

برخلاف تشدید کننده‌های دیگر (very, quite و غیره) so معمولاً با صفت‌های انتسابی (صفتهایی که قبل از اسم هستند) استفاده نمی‌شود، بلکه فقط با صفت‌های اخباری می‌آید.

These children are so good is acceptable; These children are so good is acceptable; these so good children would not normally be considered as acceptable.

این کودکان بسیار خوب هستند؛این کودکان خیلی خوب معمولاً قابل قبول تلقی نمی‌شوند.

حتی اگر گاهی اوقات so از این طریق استفاده شود، طبیعی است که بگوییم These are such good children.

5.   so برای ابراز موافقت یا تأیید

مثال

  1. He was very angry, and he told me so .

او بسیار عصبانی بود و این را به من گفت.

  1. I’m going to London next week, or at least I hope so .

من هفته آینده به لندن می‌روم ، یا حداقل امیدوارم که چنین باشد.

  1. You shouldn’t really stop work before six, but you can do so today.

واقعاً نباید قبل از شش کار را متوقف کنید ، اما امروز می‌توانید این کار را انجام دهید.

  1. “Do we have enough money?”  /  “I think so “

“آیا ما به اندازه کافی پول داریم؟” /  “من هم اینچنین فکر میکنم ”

  1. “Will they ever know what really happened ?” / “I don’t think so .”

“آیا آنها هرگز خواهند فهمید که واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟” / “فکر نمی‌کنم.”

  1. “You told the judge that you had forgotten?”  / “That is so .”

“شما به قاضی گفتید که فراموش کرده‌اید؟” / “همینطور است.”

  1. “You were in London last night, weren’t you?” / “Quite so .”

“شما دیشب در لندن بودید ، مگر نه؟” / “کاملا همینطور.”

  1. So you’ve finished at last, have you?

پس بالاخره کار شما تمام شد ، درسته؟

so می‌تواند معنای “that” یا “ it is true” یا “ that that is true” باشد.

از این لحاظ این یک کلمه جایگزین، یک حرف مستعار است که در واقع ضمیر نیست، زیرا به یک جمله کامل برمی‌گردد نه به یک اسم. (برای مراجعه به اسم، از ضمیر it یا them استفاده می‌کنیم). So گزاره‌ای را که قبلاً گفته شده یا در بعضی موارد ضمنی است را تأیید می‌کند. برای تأیید پاسخ به یک سوال می‌توان از so در گفتگو استفاده کرد.

برخی دیگر از کاربردهای so در جمله

so در تعدادی از عبارات اصطلاحاتی مانند ” so and so ” ، ” so and so ” یا ” so-so” به کار می‌رود. در اینجا چند نمونه با توضیحات آورده شده است.

  1. So and so said you were coming.

فلان گفت تو می‌آیی. (منظور شخص نامشخصی است).

  1. …… and so on.

…… و غیره. (به معنای … و بیشتر)

  1. I’m feeling so-so today.

امروز احساس خیلی خوبی دارم. (یعنی نه خیلی بد ، نه خیلی خوب).

  1. So! That’s the answer.

بنابراین! این جواب است. (so تعجب یا احساس دیگری را بیان می‌کند) ..

so

so و کاربرد آن در زبان انگلیسی

تفاوت So and Such

ما اغلب از “so” و “such” به معنای “very” یا “really” استفاده می‌کنیم. این کلمه جمله را قویتر می‌کند و نشان دهنده سطح بالایی از چیزی است.

ما از ‘so’ قبل از صفت یا قید (بدون اسم) استفاده می‌کنیم.

  • She was so beautiful (= she was very beautiful).

او بسیار زیبا بود (= بسیار زیبا بود).

  • He ran so quickly (= he ran very quickly).

خیلی زود دوید (= خیلی زود دوید).

  • The food was so delicious (= the food was really delicious).

غذا خیلی خوشمزه بود (= غذا واقعا خوشمزه بود).

  • The children spoke French so well (= the children spoke French very well).

بچه ها خیلی خوب فرانسوی صحبت می‌کردند (= بچه ها خیلی خوب فرانسوی صحبت می‌کردند).

ما از “such” قبل از اسم یا صفت + اسم استفاده می‌کنیم. اگر “a” یا “an” وجود داشته باشد، به دنبال «such» می‌آید.

  • She was such a beautiful woman (= she was a very beautiful woman).
  • NOT: ‘she was a so beautiful woman’.
  • NOT: ‘she was a such beautiful woman’.

او بسیار زن زیبایی بود (= او زن بسیار زیبایی بود).

درست نیست: “او چنین زن زیبایی بود”.

درست نیست: “او چنین زن زیبایی بود”.

  • He got such a good time in the race (= he got a very good time in the race).

او در مسابقه چنین زمان خوبی را سپری کرد (= او در مسابقه اوقات بسیار خوبی را سپری کرد).

  • It was such delicious food (= it was really delicious food).

این غذای خیلی خوشمزه‌ای بود (= غذای واقعاً خوشمزه‌ای بود).

  • The children spoke such good French (= the children spoke really good French).

بچه‌ها خیلی خوب فرانسوی صحبت می‌کردند (= بچه‌ها واقعاً فرانسه خوبی صحبت می‌کردند).

وقتی از “such” به طور مستقیم با اسم استفاده می‌کنیم ، غالباً یک اسم است که نظر ما را نشان می‌دهد.

  • He’s such a genius! (= he’s a real genius / he’s very clever).

او بسیار نابغه است! (= او یک نابغه واقعی است / بسیار باهوش است).

  • You’re such a teacher! (= you act in a typical way for a teacher).

شما چنین معلمی هستید! (= شما به طور معمول برای یک معلم رفتار می‌کنید).

ما از کلمه‌ای مانند “this” یا “those” یا “your” یا “his” قبل از “so” و “such” استفاده نمی‌کنیم. “so” و “such” مستقیماً بعد از فعل می‌آیند.

  • NOT: This so beautiful city. (Instead say ‘this city is so beautiful’.)

درست نیست: این شهر بسیار زیبا. (در عوض بگویید “این شهر بسیار زیباست.”)

  • NOT: Your so helpful friend. (Instead say ‘your friend is so helpful’.)

درست نیست: دوست بسیار مفید شما. (درعوض بگویید ‘دوستت خیلی مفید است.)

ما می‌توانیم از ” so… that…” و ” such… that…” برای نشان دادن نتیجه خاص استفاده کنیم. (ما نمی‌توانیم از “very” یا “really” به این روش استفاده کنیم.)

  • It was so cold that the pond froze (= because it was very cold, the pond froze).

آنقدر سرد بود که حوض یخ زد (= چون خیلی سرد بود ، حوض منجمد شد).

  • She felt so tired that she fell asleep on the train (= because she was very tired, she fell asleep on the train).

او چنان احساس خستگی کرد که در قطار به خواب رفت (= چون خیلی خسته بود ، در قطار به خواب رفت).

  • It was such an expensive meal that he didn’t spend any money for the rest of the month (= because it was a very expensive meal, he didn’t spend any money for the rest of the month).

این یک وعده غذایی بسیار گران قیمت بود که او برای بقیه ماه هیچ هزینه‌ای نمی‌کرد (= چون یک وعده غذایی بسیار گران قیمت بود ، برای بقیه ماه هیچ هزینه‌ای نمی‌کرد).

  • They have such a lot of books that they need to store some of them in the garage (= because they have really a lot of books, they need to store some of them in the garage).

آنها آنقدر کتاب دارند که لازم است بعضی از آنها را در گاراژ نگهداری کنند (= چون واقعاً کتاب زیادی دارند ، بعضی از آنها را باید در گاراژ نگهداری کنند).

وقتی از “so” و “so” به این روش استفاده می‌کنیم می‌توانیم “that”  را کنار بگذاریم.

  • It was so cold the pond froze.

حوض خیلی یخ زده بود.

  • She felt so tired she fell asleep on the train.

او خیلی احساس خستگی کرد و خوابید در قطار.

  • It was such an expensive meal he didn’t spend any money for the rest of the month.

این یک وعده غذایی بسیار گران قیمت بود و او برای بقیه ماه هیچ هزینه‌ای نکرد.

  • They have such a lot of books they need to store some of them in the garage!

آنها آنقدر کتاب دارند که برای نگهداری بعضی از آنها در گاراژ نیاز دارند!

ما می‌توانیم از “so” و “such” به معنای “to this level” یا ” as … as this” استفاده کنیم.

  • He isn’t usually so late (= he isn’t usually as late as this).

او معمولاً خیلی دیر نیست (= معمولاً به این دیر نیست).

  • I don’t often drink such a lot of coffee (= I don’t often drink as much coffee as this).

من اغلب اینقدر قهوه نمی‌نوشم (= من اغلب به اندازه این قهوه نمی‌نوشم).

SO AND SUCH

تفاوت SO AND SUCH

ما از “so” قبل از ” much / many / little / few” با و بدون اسم استفاده می‌کنیم. این نشان می‌دهد که مبلغ واقعاً زیاد یا واقعاً کم است. طبق معمول، ما از یک اسم جمع بعد از “many” و “few” و یک اسم غیر قابل شمارش بعد از “much” و “little” استفاده می‌کنیم.

  • I ate so much.

من خیلی خوردم.

  • I ate so much cake.

من خیلی کیک خوردم

  • He had so many.

او خیلی زیاد داشت.

  • He had so many books.

او این همه کتاب داشت.

  • Why did you eat so little?

چرا اینقدر کم خوردی؟

  • He had so few friends that he was very lonely.

او آنقدر دوستان کم داشت که بسیار تنها بود.

ما می‌توانیم از “such” قبل از ” a lot (of)” استفاده کنیم. باز هم ، چنین چیزی قبل از “a” می‌آید. (ما گاهی اوقات ” such a little + noun” را می‌بینیم اما این زمانی است که “little” فقط صفت عادی است:  ‘this is such a little flat’ به معنی “این کمی صاف است.”)

  • He has such a lot of books.

او اینقدر کتاب دارد.

  • I ate such a lot of cake.

من اینقدر کیک خوردم.

سایر کاربردهای “such” و “so”

در اینجا چند کاربرد اصطلاحی دیگر از “so” و “such” آورده شده است که اندکی با آنچه قبلاً دیده ایم متفاوت است.

  1. Such + noun = a certain type or kind of (این کاملاً رسمی است)
  • I’d never heard such music before. (= I’d never heard this kind of music before.)

من قبلاً چنین موسیقی‌هایی را نشنیده بودم. (= قبلاً این نوع موسیقی را نشنیده بودم.)

  1. No such + noun = اسم وجود ندارد
  • Ghosts? There’s no such thing!

ارواح؟ چنین چیزی وجود ندارد!

به این ترتیب such (رسمی) = در معنای عادی کلمه. ما معمولاً منفی آن استفاده می‌کنیم (“not as such”)

  • We’re not going to have dinner as such, but there will be plenty of snacks. (= we’re not going to have a normal dinner, but …)

ما قرار نیست به همین ترتیب شام بخوریم، اما میان وعده‌های زیادی وجود خواهد داشت. (= قرار نیست یک شام معمولی بخوریم، اما …)

  • A: Is Lucy your boss now? B: Not as such (= not exactly) but she does work for the same company.

پاسخ: آیا اکنون لوسی رئیس شماست؟ ب: نه به همان ترتیب (= نه دقیقاً) اما او در همان شرکت کار می‌کند.

  1. Such as = for example / like
  • A: We should get a film for tonight. B: Such as? (= please give an example of a film)

پاسخ: ما باید یک فیلم برای امشب بگیریم. ب: مانند؟ (= لطفاً یک فیلم را مثال بزنید)

  • Cities such as London are becoming more powerful politically (= cities like London …).

شهرهایی مانند لندن از نظر سیاسی قدرتمندتر می‌شوند (= شهرهایی مانند لندن …).

  1. And such / and so on = و موارد مشابه دیگر
  • He likes winter sports snowboarding and skiing and such.

او ورزش‌های زمستانی را دوست دارد – اسنوبورد و اسکی و موارد دیگر.

  • He likes winter sports snowboarding and skiing and so on.

او ورزش‌های زمستانی را دوست دارد – اسنوبورد و اسکی و غیره.

  1. So = a certain amount / size(مقدار / اندازه مشخصی)
  • It was so big (= it was the size I’m showing you with my hands).

خیلی بزرگ بود (= اندازه ای بود که با دست به شما نشان می‌دهم).

  • There’s only so much time (there’s only a certain amount of time).

فقط زمان زیادی وجود دارد (فقط مقدار مشخصی از زمان وجود دارد).

  1. So = something that has already been said(چیزی که قبلاً گفته شد)
  • A: Is dinner ready? B: I hope so (= I hope that dinner is ready)

آ: آیا شام آماده است؟ ب: امیدوارم چنین باشد (= امیدوارم شام آماده باشد)

  • Is that so? (= is that right?)

اینطوره؟ (= درست است؟)

  1. so = approximately(تقریباً)
  • I think there were fifty people or so at the party (= I think there were approximately fifty people at the party).

فکر می‌کنم پنجاه نفر در این مهمانی بودند (= فکر می‌کنم تقریباً پنجاه نفر در آن مهمانی بودند).

مروری بر کاربردهای SO در زبان انگلیسی 

امیدوارم مطالب گفته شده در مورد so و کاربرد آن برای شما مفید واقع شده باشد. لطفا در صورت تمایل به بازخورد خود در مورد این پست در زیر کامنت کنید.

مطالب مرتبط

این نوشته چقدر مفید بود؟

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 7 میانگین: 3.4]

0 نظر یا سوال
Inline Feedbacks
View all comments
موسسه تخصصی زبان کوییک - آموزش تضمینی زبان از مبتدی تا پیشرفته